صد هزار سال پیش، شکار راهی برای زنده ماندن بشر محسوب می شد. اما حالا شکار چیزی جز یک سرگرمی خشن نیست. در واقع شکارچی ها چیزی که شکار می کنند را برای زنده ماندن لازم ندارند. شکار باعث شده خیلی از گونه های جانوری مثل ببر تاسمانی و پنگوئن آک بزرگ جثه رو به انقراض بروند.

کمتر از 5 درصد جمعیت آمریکا یعنی 13.7 میلیون نفر شکارچی هستند. البته شکار در خیلی از زیستگاه ها، جنگل های طبیعی و بوستان های ملی آزاد است. تقریباً 40 درصد از شکارچی های آمریکایی، حیوانات را در ملا عام می کشند و یا موجب نقص عضو آنها می شوند. شکارچیان غیرمجاز سالیانه تعداد زیادی حیوان را از بین می برند.

زجر و عذاب

خیلی از حیوانات با تیر شکارچی ها زخمی می شوند، اما در دم نمی میرند. همین مسئله موجب زجرکش شدن حیوان می شود. بر اساس تحقیقی که بر روی 80 گوزن دم سفید صورت گرفت، مشخص شد از 22 گوزنی که مورد اصابت تیر کمان سنتی قرار گرفته بودند، 11 گوزن طوری زخمی شده بودند که در صورت رسیدگی زنده می ماندند. بیست درصد از روباه هایی که مورد اصابت تیر شکارچی ها قرار گرفته اند، نیاز به تیر خلاص داشته اند و دوباره به آنها شلیک شده است. تنها 10 درصد روباه ها فرار می کنند و از تیررس دید شکارچیان خارج می شوند. اما به عقیده دامپزشکان گرسنگی آنها را از پا در می آورد. دپارتمان بیولوژی داکوتای جنوبی تخمین می زند که سالانه سه میلیون اردک زخمی شانس احیا را از دست می دهند. پژوهشی در انگلستان نشان داد 11 درصد از گوزن ها بعد از شلیک تیر دوم و سوم جان داده اند و 15 دقیقه قبل از مرگ عذاب کشیده اند.

شکار در مهاجرت حیوانات و الگوی خواب زمستانی آنها تاثیر منفی می گذارد و خانواده ها را از هم می پاشاند. برای حیواناتی مثل گرگ که پایبند خانواده و فامیل هستند، شکار یک بلای خانمان سوز است. شکارچیان با ایجاد صدا و هیاهو، رعب و وحشت را به دل حیوانات می اندازند. حیواناتی که ترسیده باشند، دیگر نمی توانند به درستی غذا بخورند. اخلال در زندگی عادی و عادت های غذایی سبب می شود آنها نتوانند چربی و انرژی را در بدن خود ذخیره کنند و بدین ترتیب زمستان آنها را از پا در می آورد.

طبیعت از فرزندانش مراقبت می کند

تعادل ظریف و حساب شده ای که در اکوسیستم وجود دارد، اگر به هم نریزد، بقای حیوانات را تضمین می کند. حیوانات درنده و شکارچی با کشتن حیوانات مریض و ضعیف تعادل را برقرار می سازند. اما شکارچیان حیوانات سالم و درشت و ادامه دهنده زاد و ولد را می کشند تا سرشان را بالای شومینه آویزان کنند و به آن فخر بفروشند. شکار بی رویه و غیر مجاز فیل در آفریقا، موجب زیاد شدن حیوانات بدون عاج شده است. در کانادا هم شکار سبب شده  در طول 40 سال، سایز شاخ گوسفندان 25 درصد کاهش پیدا کند. مجله نیچر ادعا می کند تاثیری که شکار بر روی ژنتیک جانوران می گذارد، بسیار عمیق تر از اینهاست.

حتی اگر یک اتفاق غیر معمول باعث ازدیاد جمعیت حیوانات شود، ساز و کار طبیعت به سرعت تعادل را برقرار می کند. گرسنگی و بیماری می تواند تراژدی تلقی شود، اما این ها راهکارهای طبیعت برای حفظ و بقای حیوانات سالم و قوی است تا نسلشان به نحو احسن ادامه پیدا کند. اما شکار حیوان گرسنه و مریض با این منطق، خودسرانه و نابودگر است.

یکی دیگر از مشکلاتی که شکار به وجود می آورد، تعقیب و گریز خطرناکی است که سبب می شود حیوانات از زیستگاه اصلی خود فرار کنند و برای اکوسیستم خطرساز باشند.

خشونت خاموش

اکثر شکارها در زمین های خصوصی اتفاق می افتند که قوانین حفاظت از محیط زیست و حیات وحش بر آنها اعمال نمی شوند و وادار کردن مالکین به رعایت قوانین بسیار دشوار است. برخی از زمین های خصوصی از شکار درآمدزایی می کنند؛ به این صورت که شکارچیان با پرداخت ورودی می توانند حیوانات خاص آن منطقه را شکار کنند. خصوصی بودن شکارگاه سبلب می شود این خشونت ها خاموش بمانند. حیوانات شکارگاه های خصوصی اغلب بومی هستند، اما گاهی هم از سیرک ها و حیات وحش ها خریداری می شوند. این حیوانات فقط و فقط به یک دلیل شکار می شوند: فخرفروشی و پز دادن شکارچی!

شکارگاه های خصوصی امروزه به یکی از سودزاترین کسب و کارها تبدیل شده اند. در آمریکا حدوداً 1000 شکارگاه خصوصی وجود دارد. تد ترنر مالک بزرگترین شکارگاه خصوصی در آمریکاست. او از مشتریانش هزاران دلار پول می گیرد تا اجازه شکار گاومیش کوهان دار آمریکایی، بز کوهی آفریقایی و بوقلمون را در زمین چند صد هکتاری خود را به آنها بدهد.

حیواناتی که در شکارگاه های خصوصی زندگی می کنند، معمولاً به انسان ها خو گرفته اند و نمی توانند از حصارها فرار کنند. شکارگاه های خصوصی از چند متر تا چند صد هکتار وسعت دارند. استراتژی اکثر شکارگاه های خصوصی این است که اگر کسی چیزی شکار نکند، لازم نیست پولی بپردازد. بنابراین شکارچیان را به خود جذب می کنند. سپس با در اختیار گذاشتن راهنما و سگ و غیره کاری می کنند که کسی دست خالی از آنجا برنگردد. اغلب ایالت های آمریکا شکارگاه خصوصی دارند و هنوز هیچ قانونی برای جلوگیری از کار آنها وضع نشده است.

سایر قربانی ها

به وفور در شکار اتفاق می افتد که شکارچی بر اثر تصادف حیوانات دیگر مثل اسب، گاو، سگ، گربه و یا حتی کوهنوردان و شکارچیان دیگر را بکشد. در سال 2006، معاون رییس جمهور آمریکا، دیک چنی که قصد شکار بلدرچین در یکی از شکارگاه های خصوصی را داشت، به دوستش شلیک کرد. به گفته موسسه شکار ملی، هر ساله در آمریکا شکارچیان موجب مجروح شدن هزاران انسان می شوند. این رقم تنها برخورد اشتباهی تیر با انسان را در بر می گیرد.

خرس، گربه وحشی، روباه، گوزن و سایر حیواناتی که تعقیب می شوند، در دام می افتند و یا حتی توسط سگ شکار می شوند، تنها حیواناتی نیستند که از شر شکار تفریحی در امان نمی مانند. سگ هایی که برای شکار استفاده می شوند، معمولاً با زنجیر و میخ بسته شده اند و هیچ گونه واکسن و دارویی دریافت نمی کنند. بعضی از این سگ ها در حین شکار گم می شوند و هرگز بر نمی گردند. بعضی دیگر در پایان فصل شکار رها می شوند که اکثراً بر اثر گرسنگی و تصادف می میرند.

اگر در محل زندگی شما شکار غیرمجاز صورت می گیرد، چند علامت شکار ممنوع بزنید و با سازمان های محافظت از حیوانات در تماس باشید. برای وضع قوانین ضد شکار تلاش کنید.

منبع